ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
263
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
صفحات الوجه : منظور اطراف صورت است . و مقصود در اين جا آن است كه توضيح دهد غرض امام ( ع ) اعتقاداتى است كه آدمى پنهان مىدارد و آن را حفظ مىكند و مىپوشاند تا ديگرى بر آن مطلَّع نشود و اين كار به خاطر مصلحتهايى است كه مىپندارد و به لحاظ مقاصدى است كه اختيار مىكند . چه آن مصالح سود بخش يا زيانبخش باشد . چون هر چه در نگهدارى آن مبالغه كند و در آگاه نشدن ديگران بر آنها بكوشد ناگزير آشكار مىشود . سپس امام عليه السلام به دو عامل از عوامل ظهور آن هشدار مىدهد و حكم مىكند به اين كه ناگزير اسرارش با همهء محافظتى كه براى پنهان داشتنش دارد به وسيله يكى از آن دو عامل آشكار مىشود . 1 - فلتات اللسان : لغزشهاى زبان : به دليل اين كه نفس گر چه بر حفظ آن اسرار توجّه دارد ليكن گاهى به مطلب مهمّ ديگرى انصراف پيدا مىكند و در اين حالت از ديدن مصلحت پنهان كردن راز خود و علَّت پوشاندن آن غافل مىشود و نيروى متخيّله از اسارت عقل عملى رها مىگردد و بى آن كه توجّه به پنهان ساختن اسرار خود داشته باشد ميل به سخن گفتن در مورد آن راز در او بر انگيخته مىشود . و معناى ناگهان در آمدن سخن از زبان همين است . و گاهى سخن به گونهء ديگرى ناگهان در مىآيد به اين كه شخص پنهان كنندهء راز به اشاره سخنى بگويد يا به آن راز نهانى هشدار دهد و خود گوينده از آن اشاره غافل باشد . و يا به اين كه چگونه با سخنش بر راز نهانش ديگران را آگاه ساخته است عالم نباشد و شنونده داراى حدسى قوى باشد و از آن اشاره يا هشدار بر آن راز پنهانى با توجّه شديد به پوشيده داشتنش مطلَّع گردد . 2 - صفحات الوجه : گونه هاى صورت اشاره به قراين و نشانه هايى است كه آشكار كردن امر پنهانى را به همراه دارد . چنان كه درهم كشيده شدن و گرفتگى صورت و روى گرداندن از چيزى كه بر حسب عادت بايد با گشاده رويى باشد دلالت مىكند كه شخص آن شيء را دشمن مىدارد . و گشاده رويى و شادمانى و روى آوردن به آن شيء دليل دوست داشتن آن مىباشد . و چنان كه زردى صورت در حالتى كه امر ترسناكى به انسان مىرسد ، بر ترسى كه پنهان است دلالت مىكند . و سرخى كه بر چهره عارض مىشود وقتى عوامل آن پديد مىآيد مانند كسى كه كارى زشت را هنگام انجامش پنهان كرده است و سپس آشكار مىشود ، دلالت بر شرمندگى او دارد . و همچنين عرق صورت و بستن چشم بر خجالت شخص دلالت مىكند . و نيز دلالت نگرش با چشم به صورتى خاص كه دليل بر دشمنى